سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

624

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

محمد مهدى كشميرى 1330 ه ق / 1912 م 1390 ه ق / 1970 م مولانا شيخ محمد مهدى بن شيخ محمد حسين از اهالى سرىنگر ، فردى بسيار باهوش و خوش‌حافظه و اهل تحقيق و مطالعه و منطق و در عين حال ساده بود . وى در مدرسهء ناظميه به تحصيل علم پرداخت و زبان انگليسى هم خوب مىدانست . در سال 1360 ه ق به دريافت مدرك ممتاز الافاضل نايل و سپس به وطن خود بازگشت . من در سال 1952 م اتفاقا به مظفرآباد كشمير رفتم و با مولانا ملاقات كردم وى در حكومت كشمير آزاد خدمت مىكرد و زندگى سختى داشت . مدتى است كه در مظفرآباد درگذشته است . به نظر من او در سن پنجاه و پنج يا شصت‌سالگى دار فانى را وداع گفته است . محمد مهدى كشميرى 1359 ه ق / 1940 م مولانا محمد مهدى كشميرى در گولاگنج لكنهو زندگى مىكرد ، فردى مقدس و عالمى بزرگوار بود . مولانا يوسف حسين او را در دهلى ملاقات كرده بود و در آن زمان سن او حدود شصت سال بوده و امامت جمعه و جماعت مسجد نواب حامد عليخان را برعهده داشته است . مولوى محمد نصير ( بن زين الدّين مكّى ) 1138 ه ق / 1726 م وى صاحب نفس قدسى ، رئيس و عالم عظيم‌آباد و استان بهار هند بود . جدّ بزرگوارش شمس الدّين نام داشت كه به فرياد مستضعفان مىرسيد . مولوى نصير در شيخ‌پور زندگى مىكرد و در ابتداى جوانى در نزد عالمى به نام ملا محمد شاه شيرازى كه در بنگال مقيم بود ، كسب فيض كرد . وقتى وى عازم ايران شد ، مولانا نصير نيز نظر به علاقهء علمى با وى هم‌سفر شد و از محضر استاد استفاده مىكرد . بعد از رسيدن به ايران در فقه و حديث ، رياضى و هيئت و هندسه و حساب مهارت و شهرت يافت و به تدريس پرداخت و با عزت و احترام زندگى مىكرد . سؤال و جوابى كه بين عمدة الملك امير خان ناظم استان كابل و نواب وحيد ( مهابت جنگ ) و امراى ايران به وسيلهء مير غلام محمد بهارى ردوبدل مىشد مولوى نصير آنها را به امراى ايرانى مىرساند و جواب دريافت مىكرد . وى مدتى بعد به وطن خود بازگشت و نواب آنجا در عظيم‌آباد املاكى مختصر به او داد كه